X
تبلیغات
صفایی حایری

صفایی حایری

مطالب دینی

سوالات با حال

بنام خدا

یکی نیست به من بگه فردا امتحان ریاضی داری این جا چی کار میکنی والله خودمم نمیدونم!!

خوب بگذریم چند تا سوال با حال!!

1)12 تا سکه داریم یکیش تقلبی(دقت کنید ما نمیدونیم که سنگینه یا سبک!!)حالا تو 3 حرکت سکه تقلبی را پیدا کنید

2)ثابت کنید در هر گراف بی بر حداقل دو تا کینگ داریم(کینگ کسیه که یا همه را برده یا اگر از کسی باخته یکی را برده که اون اون یارو را که بش باخته برده!!بی برم یعنی هیچ کس نیست که همه را برده باشه!!)

3)اعداد x1,x2,.....xnرا در نظر بگیرید الگوریتمی پیدا کنید که حداکثر زیر دنباله ی پیوسته را بیابد که ضرب عناصر ان ماکسیمم باشد اردرش باید ان باشه!!

خب اگر سوالات را حل کردید که هیچ اگر حل نکردید در ادامه مطلب راهنماییش را بخونید.

خدا حافظ!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 19:58  توسط عرفان عشوریون  | 

شعری از ان مرحوم

آن روز عصر

 از دل هر سنگ سخت جان، خون عبيط، به راه افتاد.

 

 وقتى كه خورشيد آسمان، از روى نعش‏هاى مقدس، عبور كرد،

 ناچار دامن زردش بخون نشست.

 

 آن روز عصر،

 پرده‏ى آبى آسمان، با خون دامن خورشيد، سرخ شد.

 و افق،

 اين مرد پايدار...

 با رخت سرخ، در خيمه‏ى سياه شب، افتاد.

 

 آن شب

 وقتى نسيم مرگ، از نينوا گذشت،

 از نعش‏هاى به تاول نشسته، در زير آفتاب، هنوز، خون مى‏چكيد

 و پروانه‏هاى عطر،

 از روى دست‏هاى نسيم، مى‏گريختند.

 

 آن شب

 وقتى كه ماه، از وسط آسمان گذشت، لرزيد.

 لرزيد و در كنار افق افتاد.

 و افق

 اين مرد پايدار

 با يك نگاه بدست آورد

 پشت زمين، در زير بار امانت خميده است.   شعرامانت( محرم 93)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 8:48  توسط عرفان عشوریون  | 

کتاب زندگی سگی

                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 15:7  توسط عرفان عشوریون  | 

عکس کتاب نگاهی به تاریخ معاصر ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 6:25  توسط عرفان عشوریون  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 6:23  توسط عرفان عشوریون  | 

استاد صفایی حایری
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 11:47  توسط عرفان عشوریون  | 

مجموعه آثار استاد علی صفایی حایری(عین- صاد)1330 - 1378 هجری شمسی

به نام خدا

مجموعه آثار استاد علی صفایی حایری(عین- صاد)1330 - 1378 هجری شمسی    

لطفاً جهت ذخیره کتاب های استاد علی صفایی حایری ،روی کلمه دانلود کلیک کنید و پس از باز شدن فایل پی دی اف کتاب،آن را در محل مورد نظرتان  حفظ نمایید.

لازم به یاد آوری است که کلیه حقوق مادی و معنوی حاصل از نشر آثار استاد ،شرعاً و قانوناً متعلق به موسسه تحقیقاتی- فرهنگی لیلة القدر میباشد.

جهت هرگونه پیشنهاد و انتقاد در موارد کمی و کیفی آثار استاد و سفارش خرید با نشانی زیر تماس بگیرید:

  مرکز پخش:

    قم/ خیابان طالقانی(نرسیده به سه راه بازار)/ کوچه 87 / کوچه شهیدحبیبی( 13) پلاک 19

   موسسه تحقیقاتی- فرهنگی لیله القدر 

 همراه: 09127461022 -تلفن: 7712328 - تلفکس:7717378-0251 -   صندوق پستی:384-37185

نماینده فروش:

تهران : فروشگاه دفتر نشر معارف- تقاطع حافظ و انقلاب(چهارراه کالج) جنب بانک ملت- تلفن :88911212-021

 نماینده فروش:

مشهد: چهارراه شهداء/ضلع شمالی باغ نادری(کوچه خواکیان)/مجتمع گنجینه کتاب،کتاب آفتاب

تلفن:  2222204-0511

صندوق پستي الكترونيكي سايت مؤسسه تحقيقاتي- فرهنگي ليلةالقدر:

alisafaee@alisafaee.ir            


 از سری روش ها:

1 - مسولیت و سازندگی- 360 ص- 2500 تومان – روش تربیتی اسلام و شناخت روحیه ها - دانلود

2 - ا نسان در دو فصل- 88 ص -600 تومان- شیوه تربیت قبل و بعد از بلوغ انسان – دانلود

3- تربيت كودك- 0 8 ص- 700 تومان- نقش معلم،روش تربيت،عوامل تربيت- دانلود

4- روش برداشت از قرآن- 176ص-  1100 تومان- روش تفسير قرآن- دانلود

5- روش نقد- جدل اول- 116 ص- 800 تومان- روش نقد هدف ها و مكتب ها- دانلود

6- روش نقد- جلد دوم- 70 ص- 600 تومان-روش نقد مكتب ها،آزادي- دانلود

7- روش نقد- جلد سوم-112 ص- 800 تومان-روش نقد مكتب ها،آگاهي و عرفان- دانلود

8- روش نقد- جلد چهارم-137 ص- 1000 تومان-روش نقد مكتب ها، ماركسيسم- دانلود

9- روش نقد- جلد پنجم-142 ص-1000 تومان- روش نقد مكتب ها، اگزيستانسياليسم- دانلود

10- استاد و درس(صرف و نحو)-272 ص- 1250 تومان- روش تدريس دروس حوزه- دانلود

11- روش برداشت از نهج البلاغه-170 ص- 1200 تومان-روش برداشت از سنت- دانلود

12- خط انتقال معارف-


     از سري ديداري تازه با قرآن:

13- رشد-64 ص- 600 تومان- تحليلي از رشد و خسر انسان ها-تفسير سوره‌ي عصر- دانلود

14- صراط- 176 ص- 1400 تومان-سير و سلوك،راه ها،...- تفسير سوره‌ي حمد- دانلود


      از سري مباحث قرآني:
15- تطهير با جاري قرآن- جلد اول-440 ص-2600 تومان-تفسير سوره هاي فلق،ناس،توحيد،نصر،كافرون،...- دانلود
16-  تطهير با جاري قرآن- جلد دوم- 526 ص- 2000 تومان-تفسير سورهِ‌ي بقره- دانلود
17- تطهير با جاري قرآن- جلد سوم-228 ص- 1200 تومان-تفسير سوره هاي مدثر،قدر،علق،...-دانلود

        امامت:
18- غدير-32 ص- 350 تومان- تبيين و تحليل ولايت و ضرورت و هدف آن و گام هاي رسول- دانلود
19- تو مي آيي- 100 ص-800 تومان-حقيقت،ريشه ها،ادب و اثر انتظار، جايگاه امامت و ضرورت وجود امام...- دانلود
20- ارثان عاشورا-288 ص-1800 تومان- اظطرار به حجت،حق و شبهه،احياي امر...- دانلود
21- عاشورا-84 ص- 800 تومان- بررسي تحليل هاي مختلف در مورد حركت امام حسين(ع)- دانلود

از سري مسايل اسلامي:
22- از معرفت ديني تا حكومت ديني-264 ص-1800 تومان- از خود آگاهي تا عبوديت تا جامعه و حكومت ديني- دانلود
23- در آمدي بر علم اصول-144 ص-1000 تومان- جايگاه فقه و شئون فقه- دانلود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 9:31  توسط عرفان عشوریون  | 

- زندگي نامه-1

به نام خدا 

نوشته ي :محمّد لامعى

 على صفايى حايرى (1378 - 1330) انديشمند فرهيخته، عارف شيدا و نويسنده و شاعر بى‏آرام، در شهر قم به دنيا آمد و دوره‏ى كودكى و نوجوانى را در اين شهر سپرى نمود.    پس از آشنايى با ادبيات كودكان در سطح مجلّه‏هاى كودك آن روزگار و دست‏يابى به ادبيات نوجوان در سطحى گسترده‏تر، در چهارده سالگى به تاريخ ادبيات ايران و ادبيات معاصر جهان روى آورد و با شاهكارهاى ادبى، در هر دوره آشنا شد. آشنايى با آثار و انديشه‏هاى فرانتس كافكا و صادق هدايت و تحليل‏هاى پوچ‏گراى غربى و آمريكاى لاتينى و طرح‏هاى اگزيستانسياليسمى و ماركسيسمى، ره‏آورد مطالعات گسترده‏اش در آغاز نوجوانى بود. هم‏زمان، به تحصيل و تلمّذ ادبيات عرب، معارف و فقه اسلامى، نزد پدر فرزانه و دانشمندش همت گمارد.  

   شايد مهم‏ترين پديده در اين دوره از حياتش، «تجربه‏ى شهود»ى است كه در پانزده سالگى داشته است. و همين تجربه‏ى شگفت، سرآغاز پيدايش دگرگونى و تحوّل شگرفى  در سراسر زندگيش گرديد. البته او، پيرامون اين پديده - جز به اشاره، در چند سطر كوتاه از كتابى - يادكردى نداشته است. در شانزده سالگى، با زنى فداكار و نمونه، پيمان همسرى بست و در نوزده سالگى، نخستين فرزندش تولّد يافت. و با اين تولّد - به تعبير خودش - زندگى آرام و ساده‏اش، دست‏خوش بلاءها و شورها ولطف‏هايى شد.  

  در هيجده سالگى، نخستين كتابش را با عنوان « مسؤوليت و سازندگى» به نگارش درآورد؛ كه به واقع، شالوده و ساختار تفكّرش، بر اين پايه استوار گشت. در اين كتاب، «تربيت و سازندگى» را نخستين نياز انسان و زيربناى حركت او برمى‏شمارد:   

 « مرادم از تربيت، از آهن، ماشين ساختن است، و از بشر، «آدم» آفريدن! آدم، كسى است كه بر تمام استعدادهايش مديريت و رهبرى دارد و به آن‏ها جهت مى‏دهد. مرادم از انسان رشد يافته، موجودى است كه از سطح «غريزه» بالا آمده و در حدّ «وظيفه» و «انتخاب» زندگى مى‏كند.» 

    صفايى با نبوغ سرشارى كه از پدرانش به ميراث مى‏برد - پدر و پدربزرگش، هر دو از عالمان برجسته‏ى دينى بودند - در عنفوان جوانى به درجه‏ى اجتهاد در فقه نايل آمد. او به قرآن و نهج‏البلاغه، عاشقانه انس مى‏ورزيد و مبانى و روش‏هاى تربيت و سازندگى را، در اين سرچشمه‏ها مى‏كاويد. بيش از سى اثر مكتوبى كه از او در زمينه‏هاى دينى، تربيتى، نقد و شعر بر جاى مانده، از گستردگى و عمق مطالعات و تتبّعاتش حكايت مى‏كند.

 غالب كتاب‏هايش با نام «عين. صاد» منتشر مى‏شد؛ كه مخفّفى از نام و نام خانوادگى‏اش بود و هم، به معناى«چشم جلوگير»!  در باور صفايى:در زمينه‏يى كه«انسان» مجهول است و «هستى» مجهول است و«نقش انسان» هم مجهول؛ در اين زمينه، ريشه‏ى عقيده‏يى زنده نخواهد ماند. و در اين كوير، اعتقادى سبز نخواهد شد و مسؤوليتى نخواهد روييد.    انسان و مذهب، هر دو، از «آزادى» و «تفكّر» آغاز مى‏شوند. و تا «انسان» مجهول است، «اسلام»، معلوم نخواهد شد!»صفايى - هم‏چنان كه از متن آثار و اشعارش برمى‏آيد - با ادبيات، هنر و فرهنگ معاصر جهان بيگانه نيست و از اندرون تمدّن هزارتوى «سكس و سيمان و سكه»، با ترانه‏ى تنهايى و غربت «انسان امروز» نيز آشناست: «اين پرى كوچك غمگينى، كه در اقيانوس مسكن دارد؛ و دلش را، در يك نى‏لبك چوبين مى‏نوازد، آرام، آرام!»  

  صفايى، «بزرگ بود، بى آن كه، به بزرگ بودن بينديشد!».

پارسايى بود كه  شادى‏ها، در چهره و نگاهش همواره موج مى‏زد؛ و حزن و اندوهش را، در اندرون دلش مى‏نهفت. همگان را به خلوت و تنهايى‏اش نيز، راهى بود؛ و خانه و سفره‏ى اطعامش به روى ديگران گسترده و باز. از چشمانش «مهر»، و از زبانش «ذكر»، و از دستانش «خير» پيوسته مى‏تراويد. مردِ «خدا» و «مردم» بود. و اين‏ها همه، بازش نمى‏داشت كه، به نقد فيلم و رمان نپردازد، شعر نو نسرايد و همه هفته، به بازى فوتبال نرود!    عارف شيفته و شيدايى بود، در سلوك بندگى حقّ، عزمى استوار داشت و ايمانى پايدار. عاشق و مشتاق و خستگى‏ناپذير، در «راه»ش گام برمى‏داشت.

چهره و نگاهش دوست‏داشتنى بود، و حضورش دل‏ربا و مهرانگيز. نَفس دلكش و لطف سخنش، دل‏ها را برمى‏انگيخت. چندان كه بى‏دشوارى، به انس قلوب نايل مى‏آمد. با اين حال، براى ارادت گزاردن و ستايش انبوه دوست‏دارانش نسبت به خود، عرصه و مجالى نمى‏گذارد. هم‏چنان نيز، سستى‏هاى همراهان، يا نكوهش‏هاى طاعنان و درشتى‏هاى منتقدان، بيمناكش نمى‏كرد و از «راه»ش بازنمى‏داشت و از شكيبايى‏اش نمى‏كاست. كسى به ياد ندارد، كه او، از كاستى‏ها و سستى‏ها و فشارهاى ديگران، زبان به ملامت و شكايتى گشوده باشد.   

 شعر و كتاب و فقه و عرفان صفايى، برايش قلّه‏هايى نبودند، كه از دامنه‏ى جامعه و جهان پيرامونش، دامن برچيند و تنها، در خلوت عزلت و انزوا، به سير و سلوك و طىّ طريق بپردازد. او مى‏گفت:   

 «آن‏جا كه آدم‏ها دارند مى‏پوسند و از درون پوك مى‏شوند؛ اگر به خلوتى و كنجى پناهنده شده باشى؛ اين ارزشى ندارد. حتّى در همان خلوتت، محاصره مى‏شوى و در خانه‏ات، از پاى مى‏افتى!»   

  در سفر و حضر، همواره به تربيت و سازندگى نيروهاى كارآمد مى‏پرداخت. و اگر در دورترين منطقه‏ى كشور، زمينه‏ى تربيتى مى‏يافت، رنج سفر را بر خويش هموار مى‏ساخت و به سوى آن مى‏شتافت. و در اين راه، شب و روز را نمى‏شناخت. به ويژه، براى جوانان بيش‏ترين ارج و برترين ارزش را قايل بود. همين بود كه پيرامونش نيز، از حضور و همراهى جوانان، هيچ‏گاه خالى نشد. درِ خانه‏اش و آغوش مهربانش، چه روز و چه شب، همواره به روى همگان باز بود. بسيار اتّفاق مى‏افتاد كه در نيمه‏هاى شب - كه تاريكى و خواب و سكوت بر سر شهر و ساكنان آن سايه مى‏افكند - پذيراى جوانان محروم و بى‏پناه مى‏گشت. 

   يكپارچه شور زندگى بود؛ شورى بى‏پايان! سرمستى و ابتهاجى كه دل و جانش را آكنده بود و رايحه‏ى صفا و صميميتى كه سخاوتمندانه مى‏پراكند، هر تازه‏واردى را در نخستين ديدار، واله و شيدا مى‏كرد.

دوستى، از او اين چنين ياد مى‏كند: «تنوع غريبى در ميان معاشرين او بود. از كاسب تا فيلم‏ساز، از نويسنده و شاعر، تا راننده و پسر فرارى همسايه! هر يك به فراخور نيازهاى‏شان، بر سر سفره‏ى اخلاق او مى‏نشستند و از محبّت و صفا و سخنش، بهره برمى‏گرفتند. دست بخشنده‏اش، هرگز از سخاوت باز نمى‏ايستاد. تا آخرين روزهاى عمرش، به‏طور دايم به استقراض و رفع نيازهاى مالى ديگران مى‏پرداخت. و خود را نه تنها در حدّ امكانات موجود، بلكه به اندازه‏ى اعتبار و امكان استقراض، مسؤول مى‏دانست!»     صفايى، سالك بود. سالك «صراط» بود. سالك «صراط»ى كه، نه با عبادت و رياضت و خدمت و شهادت، كه با «عبوديّت»، بر آن گام مى‏زد. عبوديّت، يعنى هيچ‏كدام و يعنى تمام اين‏ها! در اين سلوك، اين‏ها همه، «سبيل»ها هستند. و مادام كه «سبيل»ها، به «صراط» راه نيابند و از امر «او» الهام نگيرند، ارزشى ندارند.

 صفايى، گرچه در آثار و انديشه‏هايش از استدلال و اشراق بهره مى‏برد، امّا همواره، تأكيد مى‏ورزد: 

  « بيچارگى ما، در اين است كه، مى‏خواهيم از استدلال و اشراق و عرفان و شريعت و طريقت، به خدا برسيم. اين‏ها، ما را جز به خودشان، نمى‏رسانند! و اين است كه پس از يك عمر، جز خستگى، جز غرور، جز نخوت و نمايش، حاصلى نداريم. نه فقه و اصول، نه تفسير و كلام، نه حكمت و اشراق و نه عرفان و سلوك، هيچ‏كدام ما را نمى‏رسانند. آن‏چه ما را به «او» مى‏رساند، «عبوديّت» است و اطاعت!» 

    صفايى، انسان را نه بازيگر، و نه بازيچه و تماشاگر؛ كه - هم‏زبان با حافظ - او را طاير گلشن قدس و رهرو منزل عشق مى‏خواند؛ اين پرنده‏ى مهاجرى كه ز سر حدّ عدم، تا به اقليم وجود، اين همه راه، بال پرواز گشوده است. در جايى كه حافظ هم، دل‏نگران عمرى است كه بى‏حضور صرّاحى دوست و جام مِى مى‏گذرد، صفايى به سلوك در «صراط» فرا مى‏خواند. آن‏ها كه صداى پاى مرگ را، از آهنگ ضربان قلب‏شان، نزديك‏تر احساس مى‏كنند؛ و در ضيافت «زندگى، «مرگ» را مى‏بينند، كه به هر مولودى، چگونه خوش‏آمد مى گويد! اينان، تا رسيدن «مرشد» و «وسيله‏ها» و «شرايط بهتر»، منتظر نمى‏مانند و راه‏يابى به «صراط» را، مى‏طلبند. ره يافتن به «صراط»، در سلوك صفايى، با «خلوت و توجّه» در خود و «شناخت و سنجش و انتخاب معبودها» آغاز مى‏گردد. و با «ايمان» و «جهاد و مبارزه»، به «بلاءها و ضربه‏ها» مى‏رسد؛ كه در طريق عشق‏بازى، امن و آسايش بلاست و اهل كام و ناز را، در كوى دلبرى راه نيست! منزل بعدى سالك، «عجز و اضطرار» است.

آن‏جا كه سالك، در راه دنيا به بن‏بست مى‏رسد، و در راه خدا، به عجز: 

   «تو كه، نه جاى ماندن دارى و نه پاى رفتن و نه راه برگشت، تو به عجز و اضطرار رسيده‏يى. آدمى كه از تمامى هستى بزرگ‏تر شد، ديگر به آن راه ندارد. هيچ جوجه‏يى، دوباره در پوست خودش قرار نمى‏گيرد!»

سالك عاجز و مضطر، با «اعتصام و استعانت»، بر «او» چنگ مى‏زند و با «صراط» حقّ پيوند مى‏خورد.    

تو مگو ما را بدان شه، بار نيست                                                  با كريمان، كارها دشوار نيست!

واللّه المستعان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 9:30  توسط عرفان عشوریون  | 

اسامی4کتاب استاد صفایی حایری

۱)قدر:درباره ی شب قدر میباشد در این کتاب چگونگی طرح ریختن و...امده است

۲)صراط:تفسیر سوره ی حمد

۳)مسولیت و سازندگی:مسولیت دربرابر استعداد ها و...

۴)تطهیر با جاری قران:تفسیر چند سوره ی کوچک قران

برای تهیه ی کتاب با شماره تلفن:۰۹۳۷۲۴۷۱۹۸۳تماس حاصل فرمایید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 9:24  توسط عرفان عشوریون  | 

سلام!!!

سلام به تمامی دوستاران دین و معرفت

این وبلاگ درباره استاد علی صفایی حایری میباشد .

شوما در این وبلاگ میتوناید از مطالب استاد صفایی بهره مند بشوید.

با تشکر.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 9:19  توسط عرفان عشوریون  |